دو ماهگی پرهام
۵۲ روزه بودم که داماد شدم (ختنه) 
بمیرم طفلی خیلی گریه کرد ولی شکر خدا زود خوب شد.
![]()



وای من عاشق بستنی هستم مامان از اواخر دوماهگی شروع کرد به دادن بستنی به من
فروردین ۱۳۹۰ اولین مسافرت زندگیمو بامامانی و باباجون و عمه لنا به ماهشهر و بعد به دزفول رفتیم جای همگی سبز بود .
همونروزها بود که دیگه کم کم می خندیدم (خنده صدادار)![]()





دو ماهگی پرهام 




